
آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم
ا ای سفر کرده ی جاوید من((ای مادر خوبم!))
آمدم باز در این کلبه که با دولت اشکی
هاله ای گرد غم از چهره ی هرپرده بروبم.
آمدم بر غم بی مادری ام زار بگریم.
آمدم باز که سر بر در این خانه بکوبم.
ای سفر کرده من جای تو خالی
باز با ((خاطره ها ))پای در این خانه نهادم
بی تو این خانه ((غم آباد))زمانه است
هر کجا می نگرد دیده ی آلوده به اشکم
از تو و رنج تو و یاد تو بسیار نشانه است.
مادر ((ای مادر خوبم!))خانه خلوت و غربت زده ات سخت غمین است.
اینک اینجا دخترت با غم تو ((خاک نشین)) است.
مادر !ای خانه جاوید تو آباد ندانی
که من از دوری تو ((خانه خرابم))
بی تو خود باخته ای خاک نشین نقش بر آبم
دست افشانده زجان در پی تو پا به رکابم.
((مادر ای آیینه عشق و امیدم
سالها بود که من همسفر رنج تو بودم
بودی از عمر دلازار پر اندوه در اکراه
ای بسا چهره خراشیدی از این هستی پر رنج
شکوه ها داشتی از عمر به هر سال و به هر ماه
ناله ها کردی از ایام پریشان و روانسوز
رنجها بردی از این زندگی تلخ و توانکاه
بود ای مادرغمها به همه عمر و همه عمر
چشم تو همسفر((اشک))و لبت همنفس((آه))
اینک ای مادر اندوه زمانه!
شادمانم که دگر از لب تو شکوه نریزد!
سرخوشم زانکه دگر چشم تو اندوه نپاشد
شکر گویم که زبانگ تو دگر ناله نخیزد
آه ای ظلمت سنگین پر اندوه!
نیک دانی که چه شبها لب او گرم دعا بود
آخ ای خانه ی متروک غم آلوده گواهی
که به هر لحظه به لبهای زنی غمزده گلبانگ خدا بود
وای وای ای در و دیوارکه این گونه خموشید
بدانید آنکه یک عمرپر از حادثه مهمان شما بود
آنکه کوچید از این خانه به سر منزل جاوید
پای ته سر همه آیینه ایمان و صفابود
ای گل سرخ که لرزنده بر این شاخه ی سبزی!
باغبان تو کجا رفت؟
ای سرایی که چنین غمزده در کام سکوتی!
میهمان تو کجا رفت.
امشب ای شاخه ی گاهای پر اندوه!
آمدم تا که به هر بوته سرشکی بفشانم
امشب ای خانه متروک غم آلود!
آمدم تا که به خود بار دگر زهر یتیمی بچشانم!
امشب ای مادر خوبم!
آمدم عکس تو را در رخ((تصویر))ببینم
آمدم تا که به جای تو در این خانه ی اندوه بمانم.
آمدم تا که به یاد تو شبی زار بگریم
تا به سوگ تو ز دل ناله برآرم
آمدم تا که زداغ تو در این باغچه ها لاله بکارم
تا که شرح غم بی مادری ام را
به فضا و در و دیوار بگویم.
تا که پیشانی خود را چو تو بر خاک عبادت بگذارم.
آمدم تا که به جای تو به رخساره ی گل ها
گل اشکی بفشانم آبی از دیده ببارم.
آه ای مادر غمها !مادر خوبم!
